گزارش جلسه داخلی نمایندگی اسپانیا

تهیه گزارش : فاطمه تابع بردبار

18 مای راس ساعت 20 با حضور کلیه اعضا 

حاضرین جلسه :

خانمها :مرجان تابع بردبار وفاطمه تابع بردبار و اقایان :حسین حقیقی .مهدی سرحدی

در اغاز جلسه اقای مهدی سرحدی مسئول جلسه ضمن عرض خوش امدگویی از خانم فاطمه تابع دعوت کردند که گزارش نقض حقوق بشر در ماهی که گذشت را بیان نمایند وسپس اقای حقیقی سخنرانی خود را با موضوع چرا باید مجازات اعدام لغو شود ؟اغاز کردند.

افزایش شمار اعدامها به بهانه حذف جرم وجنایت از جامعه ،در حالی است که سوءمدیریت ،بحران عمیق اقتصادی وخفقان حاکم بر کشور در واقع علل اصلی رشد میزان بزهکاری ،جرم وجنایت واعتیاددر کشور است.

از انجائی که نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران شکنجه را تحت پوشش تعزیر نهادینه کرده ،به راحتی با اعمال شکنجه متهمان را وادار به اعتراف علیه خود کرده و قاضی بر همین اساس با اسودگی خاطر حکم اعدام صادر میکند .

مجازات اعدام مجازاتی غیر انسانی ،خشن وتحقیر امیز است .خطر اعدام افراد بی گناه یکی از دلایل اصلی تعلیق یا لغو مجازات اعدام در جهان است .

140 کشور از 193 کشور عضو سازمان ملل متحد یا مجازات اعدام را لغو کرده اند یا ان را رسما معلق نموده اند از این میان تجربه کشورهایی که مجازات اعدام را لغو کرده اند ثابت کرده است که افزایش یا کاهش میزان بزهکاری در جامعه ارتباطی با اجرای مجازات اعدام ندارد .

در ایران که مجازات اعدام بدون هیچ محدودیتی به اجرا در می اید و صدها نفر در سال به دار اویخته می شوند . این خشونت دولتی تاثیری در کاهش سیر صعودی بزهکاری در جامعه نداشته است .امار جرائم مربوط به مواد مخدر که اکثریت موارد منجر به صدور حکم اعدام را تشکیل می دهد شاهدی است بر این ادعا

مجاز شمردن قتل بی گناهان پیامدهای فاجعه باری برای بشریت و جامعه به دنبال دارد وبه طور کلی این خشونت دولتی جبران ناپذیر تاثیری در تقویت امنیت در جامعه ندارد .حکومت ها در جهان امروز عدالت را به نام جامعه و به نمایندگی از سوی مردم اجرا می کنند و شهروندان خواه نا خواه در جنایاتی که دولتشان مرتکب می شوند شریک هسستند .ایا وقت ان نرسیده که جامعه مدنی ایران صدای اعتراض خود را به قتل های دولتی بلند نماید ؟

اری با گذشت زمان دلایلی که بر لزوم لغو اعدام گواهی می دهند انکار ناپذیرتر میشوند .

مشاهده مراسم اعدام تاثیرات ویرانگری بر شخصیت انسانی شاهدان بر جای می گذاردتا در هیچ کجای جهان نشانی از این دیده نمی شود که مجازات مرگ میزان جرم و جنایت یا خشونت های سیاسی را کاهش داده باشد.مجازات مرگ که به نام تمام ملت به اجرا گذاشته می شودبه کل مردم مربوط است.هر شهروندی باید از چند و چون مجازات مرگ و از چگونگی کاربرد ان اگاه باشد بداند که چه تاثیری در ادمی می گذارد و چگونه حقوق اساسی بشررا نقض می کند.بسیاری از شهروندان هنوز به این باور نرسیده اند که مجازات مرگ نه تنها امنیت بیشتری به جامعه نمی بخشد بلکه خشونت را با خشونت پاسخ می دهد و بس

اعلامیه جهانی حقوق بشر به حق حیات هر فرد تاکید دارد و تصریح می کند : هیچ کس را نمی توان شکنجه داد یا در معرض رفتاریا مجازاتی ظالمانه ،غیر انسانی یا خفت بار قرار داد

دردهای جسمی که به بدن فرد اعدامی وارد می شود و نیز رنجهای روانی کسی که می داند دولت او را به زودی خواهد کشت سنجش پذیر نیست در هر حال فرد اعدامی در معرض رفتارهای خشن ،غیر انسانی و خفت بار قرار می گیرد.مجازات اعدام ارزش جان ادمی را به هیچ می گیرد و با نقض حق حیات اصل پایه ای تحقق سایر حقوق مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر را نابود می کند

مجازات اعدام حقوق بنیادی ادمی را نقض می کند باید محکوم شود حتی اگر عنوان شود مبنی بر اینکه این مجازات به نیازهای اساسی جامعه پاسخ میدهد.مجازات اعدام قابل دفاع نیست و لغو ان امری ضروری است برای محکوم کردن قتل نباید به اعدام متوسل شد.اعدام نیز قتل است.دولت با این کار همان خشونتی را به نمایش می گذارد که یک جنایتکار علیه قربانیش به کار برده است.مجازات اعدام نماد وحشت افرینی است.

چرا باید اعدام لغو شود:

-زیرا هیچ  یک از نظام قضایی از تبعیض یا اشتباه در قضاوت مصون نیستند.

-مجازات مرگ برگشت ناپذیر است و تنها با لغو اعدام می توان تضمین کرد که استفاده سیاسی از مجازات مرگ هرگز تکرار شود

-مجازات اعدام به کرامت انسانی توهین می کند

-مجازات اعدام بی ثباتی و خشونت را در جامعه افزایش می دهد

در ادامه خانم مرجان تابع بردبار سخنان خود را اغاز نمودند:

اعدام شدیدترین مجازاتی است که در قوانین جزایی پیش بینی شده است.برخی بر این باورند که اعدام با پایان دادن به حیات جنایتکار جامعه را از خطر بالقوه بزهکار مصون می سازد.طبق قوانین دفاع از حقوق بشر اعدام به نوعی زیر پا گذاشتن یکی از موهبت های الهی یعنی حق حیات هر انسان است.در ایران اعدام در ملاعام و در حضور همه افراد بدون محدودیت سنی اجرا می شود که عواقب نا هنجاری را به دنبال دارد به طور مثال می توان به مرگ پسر بچه ای هفت ساله به نام محمد اشاره کرد که پس از دیدن صحنه اعدام در یک بازی بچه گانه خود را با طناب حلق اویز کرد.موضوع اعدام در ملاعام مشخصا در قانون وجود ندارد ولی برخی از قضات صادر کننده حکم نهایی در ضمن حکمشان اعدام در ملاعام را صادر می کنند که هدف ایجاد ارعاب و درس عبرت شدن برای سایرین است در حالی که این هدف درس عبرت گرفتن و ترساندن امروزه رد شده است.

اعدام خشونت محض است به دار اویختن ان هم در کوچه وخیابان و در ملاعام گسترش اخبار روزانه اعدام ها در رسانه ها بین خانوادها و اجتماع و نظاره گر بودن ان روشی جهت ترویج بی رحمی و قساوت قلب عادی سازی قتل انسانها از سوی انسانهای دیگر است.نمونه اشکار ترویج خشونت در جامعه و عادی کردن ان در سطح اجتماع و خانوادها است که تاثیر بسیار زیان باریبر سلامت روح و روان انسانها به ویژه کودکان دارد.اما متاسفانه با اجرای حکم اعدام در ملاعام دولت ایران قانون اساسی را نیز زیر پا گذاشته و موجب خدشه دار کردن به رشد روحی و روانی مردم جامعه شده است.

به نظر می رسد اجرای حکم اعدام در جامعه نه تنها باعث کاهش جرائم در سطح جامعه نمی شود بلکه منجر به خشن کردن روح اقشار مختلف جامعه به ویژه کودکان و نیز هتک حرمت حیثیت خانواده مجرم محکوم به اعدام نیز می شود.با تکرار اعدام در ملاعام پس از مدتی مردم با نگاه کردن به ان از صحنه خشونت لذت می برند ویا نسبت به ان بی تفاوت می شوند حقیقیت این است که با وجود نا هنجاری ها فرهنگی و تورم اقتصادی در جوامع باعث بروز این خشونت ها و جرائم می شود بنابراین بهتر است ریشه ی این جرائم را پیدا کرد و به اصلاح وضعیت اخلاقی و اقتصادی در جامعه پرداخت.

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

نمایندگی اسپانیا

این نوشته در گزارش ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.